تبلیغات
دزفول شناسی - شهر دزفول - آشنایی با دزفول - dezful - پست های شعر شاعران دزفولی

 

میعادگاه همه ایرانیان استانی شدن دزفول دزفول در دیگر سایت ها خبرهایی از دزفول مقالات درباره دزفول عکس های دزفول عضویت در گروه دزفول

اطلاعیه دزفول
آخرین مطالب گروه دزفول
تبلیغات ویژه 
عضویت در گروه دزفول

برای تشكیل بزرگترین جامعه اینترنتی مردم دزفول و طرح استانی شدن دزفول عضو شوید :
 

گروه دزفول - بزرگترین جامعه اینترنتی مردم دزفول Dezful group

 


برای عضویت و همكاری ایمیل خود را وارد كنید:

نظر سنجی
علاقمند به بازدید از چه آثار و مکان های دزفول هستید ؟




 

تبلیغات
جستجو در وب

گروه دزفول

برای حمایت از شهر دزفول ، استانی شدن دزفول و گروه مردمی دزفول لوگو را در سایت و وبلاگ خود قرار دهید :


آمار سایت

 آمار بازدیدها:
 
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :


 اطلاعات سایت :

كل مطالب :

كل نظرات :

  


شعری از عبدالرحیم سعیدی راد برای‌ زادگاه‌ و مردم‌ صمیمی‌اش دزفول

شعر دزفول - عكس از پارك دولت دزفولشعری از عبدالرحیم سعیدی راد  برای‌ زادگاه‌ و مردم‌ صمیمی‌اش دزفول

شهر شهید

 شهر من‌ دزفول‌، ای‌ شهر شهید
 شهر مردان‌ غیور و روسفید

شهر دزفول،‌ ای‌ امام‌ شهرها
ای‌ نمونه‌ در تمام‌ شهرها

مردمانت‌ تشنة‌ پیغمبرند
تشنة‌ یك‌ جرعه‌ آب‌ از كوثرند

مردمانت‌ در چراغ‌ چشم‌ من‌
مردمی‌ هستند هر یك‌ بت‌‌شكن‌

ادامه شعر

شعر دزفیلی خفه بیسم نوع شعر ( چار پاره) از عظیم محمودزاده

شعر دزفیلی خفه بیسم نوع شعر ( چار پاره) از عظیم محمودزاده
اچن سینم پر ا غم بیسه امروز

کسی آیه ای ته دلم دراره

نفس تنگی گرفتم خفه بیسم

مری ایره مخو جونم درایه

**********
مخم سیخی کنم می حلق خشکم

که تا رهی کنه بغضم درایه

گرفته ای صحب مورده نفسمه

ندونم چقده با ویسم کنه در

**********
نشسه کوچ غم می ای خرابه

اچه صدقی سرت بام کوردیم در

تو سیلی ور قدوبالا کجم کن

بیسمه مثل نی بوریک سرم گر

غزلی از ملا محمد تقی ناهیدی

بت عیسی دم موسی كف یوسف تمثال

آسمان رفعت ومه طلعت و خورشید جمال

 گر نمی سود زمین را زعقب جعد رسات

خاك هرگز به تیمم نشدی استعمال

 از دو جانب شده ابروی تو انگشت نما

متحیر كاین مه ز چه دارد دو هلال

 هركسی دیده به مژگان تو از دور گشود

گشت در دیده ی او از مژه ات پیدا خال

 همچو موسی كه برد دست به درگاه خدا

كنج طور مه روی تو مكان یافته خال

در صف حشر كند جلوه چو خورشید رخت

شورش محشر عظمى است ترا در دنبال

بهر قتل من دلخسته مكن تردیدی

كار خیر است چه حاجت كه زنی دست بقال

 خواست شرحی زغمت درج كند ناهیدی

سیل اشكش ندهد هیچ بتحریر مجال